تبليغاتX
ماهان

۱۸/۱۱/۱۳۸۸

 * Happy Birthday To You *

 

گيلاس يعني طعم خوشبختي                          

 

*** تولد تولد تولدت مبارک ***

 درسته خانم صفریان یه چند وقتیه که به وب ما سر نمی زنن

و در واقع ما و وبلاگ ما رو فراموش کردن و البته مطمئنم به خاطر گرفتاریه

رسم معرفت بود که تولدشونو تبریک بگیم

خانم صفریان تولدتون مبارک

ایشالا جشن 120۰ سالگیتون در جمع همه دوستان خوبتون

( اشتباه نیست ۱۲۰ نیست هزار و دویسته )

 

 

اینم کادوی تولد از طرف همه بچه های وبلاگ *ماهان*

مجموعه اشعار خانم سیما صفریان ( پی دی اف )

دانلود با فرمت پی دی اف

+ نویسنده ماهان در 88/11/17 |
موزو انشا : عزدواج! 

هر وقت من یك كار خوب می كنم مامانم به من می گوید بزرگ كه شدی برایت یك زن خوب می گیرم تا به حال من پنج تا كار خوب كرده ام و مامانم قول پنج تایش را به من داده است حتمن ناسرادین شاه خیلی كارهای خوب می كرده كه مامانش به اندازه استادیوم آزادی برایش زن گرفته بود. ولی من مؤتقدم كه اصولن انسان باید زن بگیرد تا آدم بشود ، چون بابایمان همیشه می گوید مشكلات انسان را آدم می كند در عزدواج تواهم خیلی مهم است یعنی دو طرف باید به هم بخورند. مثلن من و ساناز دختر خاله مان خیلی به هم می خوریم از لهاز فكری هم دو طرف باید به هم بخورند، ساناز چون سه سالش است هنوز فكر ندارد كه به من بخورد ولی مامانم می گوید این ساناز از تو بیشتر هالیش می شود در عزدواج سن و سال اصلن مهم نیست چه بسیار آدم های بزرگی بوده اند كه كارشان به تلاغ كشیده شده و چه بسیار آدم های كوچكی كه نكشیده شده. مهم اشق است ! اگر اشق باشد دیگر كسی از شوهرش سكه نمی خواهد و دایی مختار هم از زندان در می آید من تا حالا كلی سكه جم كرده ام و می خواهم همان اول قلكم را بشكنم و همه اش را به ساناز بدهم تا بعدن به زندان نروم مهریه وشیر بلال هیچ كس را خوشبخت نمی كند همین خرج های ازافی باعث می شود كه زندگی سخت بشود و سر خرج عروسی دایی مختار با پدر خانومش حرفش بشود دایی مختار می گفت پدر خانومش چتر باز بود..خوب شاید حقوق چتر بازی خیلی كم بوده كه نتوانسته خرج عروسی را بدهد. البته من و ساناز تفافق كرده ایم كه بجای شام عروسی چیپس و خلالی نمكی بدهیم. هم ارزان تر است ، هم خوشمزه تراست تازه وقتی می خوری خش خش هم می كند! اگر آدم زن خانه دار بگیرد خیلی بهتر است و گرنه آدم مجبور می شود خودش خانه بگیرد. زن دایی مختار هم خانه دار نبود و دایی مختار مجبور شد یك زیر زمینی بگیرد. می گفت چون رهم و اجاره بالاست آنها رفته اند پایین! اما خانوم دایی مختار هم می خواست برود بالا! حتمن از زیر زمینی می ترسید . ساناز هم از زیر زمینی می ترسد برای همین هم برایش توی باغچه یك خانه درختی درست كردم. اما ساناز از آن بالا افتاد و دستش شكست. از آن موقه خاله با من قهر است قهر بهتر از دعواست.آدم وقتی قهر می كند بعد آشتی می كند ولی اگر دعوا كند بعد كتك كاری می كند بعد خانومش می رود دادگاه شكایت می كند بعد می آیند دایی مختار را می برند زندان! البته زندان آدم را مرد می كند.عزدواج هم آدم را مرد می كند، اما آدم با عزدواج مرد بشود خیلی بهتر است!

+ نویسنده امیر در 88/11/07 |
ای یار نازنین

ما باد را هرگز نکاشتیم

که طوفان درو کنیم

ما بذر کاشتیم

همت گماشتیم

که تا روید از زمین

اما شبی که جشن درو  گرم گشته بود

درآن بزم دلنشین

ناگه حرامیان....؟!!!!

….

چه بگویم دگر ….

همین !

                            حمید مصدق 

+ نویسنده دوست غریب در 88/11/04 |
چند وقت پیش در یکی از برنامه های رو به فردا اینقد برام جالب بود که تا آخرش نشستم نیگاه کردم

بین ۲ طرف مذاکره کننده واقعا حرفای جالبی ردو بدل میشد در پاسخ به صحبت آقای مطهری مبنی بر اینکه اعلب تخبگان و فرهنگیان حامی موسوی هستند آقای جلیلی که خیلی آدم پر و منطقی بود گفت:

فرج الله سلحشور === کارگردان پر بیننده ترین سریال ایرانی(یوسف)

ده نمکی ==== کارگردان پر فروش ترین فیلم تاریخ سینمای ایران(اخراجی ها)

رضا زاده=== قهرمان جهان و مدال آور المپیک(که واقعا نخبه ورزشیه)

و فرهاد جعفری ===نویسنده رمان پر فروش کافه پیانو

میگفت اینا طرفدار احمدی نژادن و اگر اینا نخبه نیستن نحبه کی میتونه باشه؟؟؟

حالا بماند

بین افراد بالا فرهاد جعفری که یک نویسنده مشهدی هست توجه منو به خودش جلب کرد

یه سری به سایتش زدم مطلب دیگری توجه منو به خودش جلب کرد که در ادامه مطلب میتونین بخونین

 

 


ادامه مطلب
+ نویسنده امیر در 88/11/02 |

به شما، این امکان را میدهند که از بین سه نفر یک رئیس برای دنیا انتخاب کنیدکه بتواند به بهترین وجه دنیا را رهبری کرده صلح و ترقی و خوشبختی برای بشریت به ارمغان بیاورد.بین این سه داوطلب کدام را انتخاب میکنید.

(فرض: شما مشاور و مددکار اجتماعی هستید . . . .)

زن حامله ای میشناسید که هشت فرزند دارد. سه فرزند او ناشنوا، دو فرزند کور و یکی عقب مانده هستند. در ضمن خود این خانم مبتلا به مرض سیفیلیس است. از شما مشورت میخواهد که آیا سقط جنین کند یا نه . . . . با تجارب زندگی که دارید به ایشان چه پیشنهادی میدهید؟

خواهید گفت سقط کند؟

فعلا بریم سراغ سه نامزد ریاست بر جهان

شخص اول:

او با سیاستمداران رشوه خوار و بد نام کار میکند، از فالگیر غیب گو و منجم مشورت میگیرد. در کنار زنش دو معشوقه دارد. شدیدا سیگاری بوده و روزی هم ده لیوان مشروب میخورد.

شخص دوم :از دو محل کار اخراج شده، تا ساعت 12 ظهر میخوابد.در مدرسه چند بار رفوزه شده.در جوانی تریاک میکشیده و تحصیلات آنچنانی ندارد. ایشان روزی یک بطر ویسکی میخورد، بی تحرک و چاق است.

شخص سوم:دولت کشورش به ایشان مدال شجاعت داده، گیاهخوار بوده و دارای سلامت کامل هست. به سیگارومشروب دست نمیزند و در گذشته هیچ گونه رسوایی به بار نیاورده.

به چه کسی رأی میدهید؟


ادامه مطلب
+ نویسنده دوست غریب در 88/10/19 |
snarfer اسم  نرم افزاريه که در گروه نرم افزارهای آر اس اس  خوان قرا میگیره ..

استفاده از این نرم افزار که جحم بسيار کمي هم داره برای دانشجویان در دوره امتحانات و افراد مهندسی مثل من که وقتشون پره و زیاد نمیتونن وبگردی کنن خیلی مفیده

روش کار این نرم افزار به این صورته که آدرس وبسایتها و یا وبلاگهای مورد علاقتونو بهش میدین و به محض اینکه اینترت کانکت شدین آخرین مطالب ارسالی اون سایت و یا وبلاگو براتون نمایش میده و همونجا میتونین ببینین.این کار مدت زمان کانکت شدن به اینترنت و مخصوصا از اتلاف وقت شما جلوگیری میکنه

اين نرم افزارو روي اکانت رپيدشر خودم آپ کردم و از دوستان بسيجي خواهش ميکنم توي پوشه هاي ديگه تجسس نکنن شايد سر بريده اونتو باشه....

جهت دریافت نرم افزار کلیک کنید(با حجم۳۵۰ کیلوبایت)

از اينجا هم ميتونين آرشيو سايتهايي که خودم گلچين کردمو به نرم افزار ايمپورت کنين

تصویری از محیط نرم افزار


ادامه مطلب
+ نویسنده امیر در 88/10/18 |
دلتنگی ها  و مشکلات مالی و مشکلات عاطفی  دست بردار جماعت دانشجو نیست ...این مشکلات وقتی بیشتر میشه که وقت امتحانات هم برسه ....هیچ کس تو طول ترم درس نخونده .....شما هستین و فرصت محدود فرجه امتحانات .....شما هستین کتاب ۵۰۰ صفحه ای پژوهش عملیاتی ۲ با یک میلیون فرمول عجیب وغریب و یک ملیون اصطلاحاتی که اسمشون به گوشتون نخورده .......حالا تو این فرصت  پنج روزه کی این همه فرمول عجیب وغریب رو بخونه .....به تمام این مشکلات پختن غذا وتمیز کردن خونه و فکر اینکه اگر این ترم یک درسو بیفتید تا یک ترم دیگه هم توی این دانشگاه باشید و مضحکه عام و خاص شدنو هم به همه ی این تخیلات اضافه کنید ....ببینید چی از اب در میاد ......همه دانشجو ها یه من ریش میزارن و چنان در فرمول ها غرق میشند که انگار  دارن فرمول های سوخت سفینه های فضایی رو ابداع میکنند .....التهاب تو صورت همه موج میزنه .....همه تا ساعت چهار صبح بیدارن ولی در عوض فرداش تا ساعت ۱۲ ظهر میخوابن .........دیگه تو خیابون ها از جماعت علاف دانشجو خبری نیست .........دیگه کسی سر قرار نیست ..............اون روز های اخر فرجه تازه میفهمید هیچ چی بلد نیستید ....روز های اخر منتهی به امتحان سخت ترین روز های .............این روز هاست که میتونین دختر ها با چهر های واقعی ببینید ...چون دیگه وقت ارایش کردن ندارن .......................موقع امتحان هیچ چیزی یادتون نمیاد ............جالب اونجاست سر جلسه امتحان یه فکر های عجیب وقریبی به کله تون میخوره .......بعد از امتحان هم با نا امیدی و کوله باری از غم جلسه رو ترک میکنید .....موقعی که نتایج رو میدن و شما میخواین برین تا تا نتایج از روی تابلو اعلانات بخونین .....تو راه   همش تو دلتون تمام ۱۴ معصوم رو یاری میطلبین ........معمولا هم چهارده معصوم کاری بزای شما نمیکنن ......و اکثر امتحانات رو خراب کردین....

ولی همه ی این مشکلات به احساس آرامش و اطمینان خاطری که بعد از دادن چنتا امتحان خوب کسب کردین میارزه مگه نه..!!؟؟؟

ادامه ی مطلبو نخونین خبری نیست


ادامه مطلب
+ نویسنده امیر در 88/10/17 |
بعد از پایان جشن فارغ التحصیلی به بچه ها چه گذشت؟؟

))گزارش تصویری((

ببخشید شاید یکم دیر شده باشه ولی ... همینیه که هست!!


ادامه مطلب
+ نویسنده امیر در 88/09/22 |

امشب که سقف بی ستاره ی اتاقم بر سرم سنگینی میکند مانده ام که از چه بنویسم .

از آنهایی که دیروز با من بودند و امروز رفته اند یا از تو که همیشه حرفهای مرا می خوانی؟

از چه بنویسم؟

 از آسمانی که در حال عبور است یا از دلی که سوت و کور است؟

از زمین بنویسم یا از زمان یا از یک نگاه مهربان؟ از خاطراتی که با تو در باران خیس شد

 یا از غزلهایی که هیچ وقت سروده نشد؟

از چه بنویسم؟

 از نامه هایی که هرگز به سویت نفرستادم یا از ترانه ای که هرگز برایت نخواندم؟

 از چتری که هرگز زیر آن نایستادیم یا از بدرودی که هرگز آن را بر زبان نیاوردیم؟


من عاشق خیابانی هستم که قسمت نشد با هم در آن قدم بزنیم

 من دلبسته ی درختی هستم که فرصت نشد اسممان را روی آن حک کنیم

 من منتظر پنجره ای هستم که عطر تو را دوباره به من نشان بدهد 

 اگر قرار باشد بنویسم باید در همه ی سطرهای دفترم حضور داشته باشی

 نفسهای تو می تواند برگ برگ دفترم را از پاییز پاک کند

من بی قرار حرفهای ناب توام حرفهایی که هزاران سال دیگر در یک بعد از ظهر

 آفتابی با من خواهی گفت .......

+ نویسنده دوست غریب در 88/09/21 |

همیشه لبخند بزنید می دونین چرا ؟

لبخند بزنید تا بهتون بگم چرا


بقیه در ادامه مطلب



ادامه مطلب
+ نویسنده ماهان در 88/09/14 |
اينم يه پست خارجي كه اونايي كه چش ندارن ببينن ماهان انگليسي هم بلده

به نظر شما كدوم يكي مادر بهترينه ؟؟؟


Who is the better parent ?

 
ادامه مطلبو از دست ندين

ادامه مطلب
+ نویسنده ماهان در 88/08/23 |

سلام.واسه تا خیرام خیلی شرمنده ام.اما بازم یکی از دست نوشته هامو گذاشتم.می دونم در خور این وبلاگ و دوستای خوب نویسنده نیست.اما قبول کنین دیگه.باشه؟

ادامه ی مطلب می تونید بخونینش.

 

 


ادامه مطلب
+ نویسنده بهار در 88/07/24 |


دانشجويان دانشگاه پيام نور چناران
mahangalaxy